اون عید پر عروسی و مزخرفش ، اون اردیبهشتی که جای درس خوندن همه کار کردم و خردادیم که مثل اردیبهشت گذشت و کنکوری که دادم و افتضاح بود، خاطرات گواهینامه ام وای که چه روزای خوبی بود ،رفتن به مصاحبه ، اومدن جواب کنکور و نتیجش دراومدن به رشته ای که دوستش داشتم و شهری که متنفر بودم ازش
روزای اول که سخت بود برام خیلی سخت ، پی امایی که دادن بهم حرفایی که گفتن و شنیدم و روزایی که همینجوری گذشتن، جشن یلدای عالی ، اومدن خیلیا تو زندگیم ، هم کلاسیای که هوامو دارن و...
بقیش بمونه تو ذهنم
برچسب: سال,
نویسنده: مهدی امیری